-
ارتش تابستان در راه است...تیر و مرداد و شهریور
چهارشنبه 17 تیر 1405 10:31
سلام روز تابستونیتون بخیر همین که اسم تابستون را میشنویم هندونه های سرخ و شیرین یادمون میاد یکی دو قاچ از هندونه ها را که تقریبا نازک برش زدید بزارید داخل فریزر و بعدازظهر تستش کنید ببیند میتونه جای اون آلاسکاهای قدیمی را بگیره البته که درست یا غلط علت این کارها این هست که من تا جایی که میشه از شکر پرهیز میکنم ......
-
شنبه تابستونی...
شنبه 13 تیر 1405 11:49
سلام فارغ از تمام مسائل دور و بر... در یک دنیای کوچولوی آرام ... به همتون سلام میکنم... روزتون پر از زندگی اونم شورِ زندگی شور زندگی همون چیزی هست که صبح ما را وادار میکنه خوشگل لباس بپوشیم و آرایش کنیم و به ضدآفتابمون حساس باشیم یا همون حسی که بهمون میگه همیشه بطری آب خوشگل همراهمون باشه همون حسی که بهمون انگیزه میده...
-
بیا بلندترین روزهای سال را بیشتر عاشقی کنیم
چهارشنبه 10 تیر 1405 11:55
سلام روزتون زیبا تابستون گرمتون پر از حس و حال خوب ما آدمهایی معمولی نیستیم ... ما آدمهایی هستیم که برای حس و حال خوب تلاش میکنیم آدمهایی هستیم که برای به دست آوردن آرامش، هزاران تنش و سختی و گرفتاری را به جون میخریم ماها داریم به جایی از تاریخ را زندگی میکنیم که زندگی آسون نیست ولی هنوز هم زندگی ارزش زندگی کردن داره...
-
مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد...
دوشنبه 8 تیر 1405 10:17
سلام روزتون زیبا غرغر کردن و از اینکه دیگه آدم سابق نیستم ، نوشتن هیچ فایده ای نداره اصلا مگه کدوممون دیگه آدم سابق هستیم من فکر نمیکنم کسی توی این جغرافیا زندگی کنه، با هر طرز فکر و نظر و دیدگاهی، که الان همون آدم چند ماه قبل باشه... مثلا پاییز چه آدمهایی بودیم ... حالا چی شدیم به چی فکر میکنیم ... از چی مینویسیم ......
-
آخرین روزهای بهار...
دوشنبه 25 خرداد 1405 13:58
سلام روزتون زیبا دیگه به این روزهای آخر خرداد خیلی هم نمیشه گفت بهار! اما بهر حال هنوز توی روزشمار تقویم توی فصل بهار هستیم رودخانه را باز کردند ... زاینده رود پر از آب شده ... امیدوارم حال خوب همراهش باشه ... امروز صبح اولین کاری که میخواستم انجام بدم این بود که صفحه وبلاگ را باز کنم و بنویسم...ولی بازم بلاگ اسکای...
-
بلاگ اسکای برگشت؟؟؟
پنجشنبه 21 خرداد 1405 19:55
سلام خوبین؟ کاش تک تک مردم این سرزمین خوب باشن همیشه خوب باشن حال دلشون خوب باشه سالم باشن دلخوشی داشته باشن بلاگ اسکای برگشته ولی اینکه ماها برگردیم ... ؟ دیگه همون حس و حال را داریم؟ سه ماه از دوستامون دور و بیخبر شدیم ... الان که شنیدم بدوبدو اومدم خبر بدم بنویسم که خوبم که خوبیم ولی اینکه باز اینجا بنویسم یا نه...
-
سبزه عید
پنجشنبه 21 اسفند 1404 10:10
سلام باور اینکه آخرای اسفند هست و حال و هوامون اینطوریه، سخته باور اینکه حتی هوا هم شکل هوای بهار نیست... دیروز روز شلوغی داشتم شلوغ و پر از کار و رفت و آمد کارایی که اجبارا باید انجام میشدن اون وسطا وقتی مشغول یه کاری بودم، بی هوا بلند شدم و کنار شقیقه م خیلی محکم خورد به گوشه ی تیز شلف... و حالا شقیقه و پیشونیم به...
-
هنوز ادامه داره...
سهشنبه 19 اسفند 1404 19:50
سلام براتون سلامتی آرزو میکنم اعصاب هممون تحت فشار هست و این یعنی خیلی هم سلامت نیستیم... ولی همین که پست میخونیم و پست مینویسیم یعنی هنوز زنده ایم... نمیدونم چند روز از خونه بیرون نرفته بودیم دیروز رفتیم یه سر بزنیم باغچه و آبیاری کنیم سرراه نان خریدیم... من که تا حالا نانوایی را اینقدر خلوت ندیده بودم... نان هم بود...
-
صداها...
دوشنبه 18 اسفند 1404 07:03
سلام اونقدر صداها بلند و نزدیک و ترسناک شدند که نمیشه خوابید چندساعت هوشیارانه میخوابیم و تو خواب هم انگار منتظریم یه کوله مسخره که کنار اتاق بهمون دهن کجی میکنه دیروز یه عالمه چسب زدم به شیشه ها.... اما...وسط همین بلبشو... مهربونیه مهربانوی دنیای وبلاگستان ، باعث شد یادم بمونه تا زنده ایم زندگی ارزش زندگی کردن...
-
چندمین روز جنگ...
شنبه 16 اسفند 1404 15:21
سلام امیدوارم همتون سلامت باشید... شمردن روزهای جنگ حالم را بدتر میکنه پس نمیشمارم خوندن اخبارش هم حالم را بدتر میکنه و یه عالمه استرس بهم میده پس تا حد ممکن از اخبار هم دوری میکنم البته که این روزها ما اخبار را دنبال نمیکنیم، اخبار ما را دنبال میکنند و نفس به نفس همراهمون میان... اما این روزها همچنان خدایی هست که حتی...
-
بلاگ اسکای برگشت!
چهارشنبه 13 اسفند 1404 19:05
سلام الان با پیغام دوست جان متوجه شدم بلاگ اسکای برگشته! بگم با تمام دلهره و ترسها ، زنده ام با گوشی مینویسم فعلا... بعد میام پست میزارم ماه، جراحی را انجام داد و خدا راشکر بهتره! چند روز ماهی خونه ما بود و برای همین فقط یواشکی از اخبار خبردار میشدم... بسته پستی م رسید و ماژیکهام عالی بودن! آرامش این روزهام فقط کتاب...
-
بالاخره اینم اتفاق افتاد!
شنبه 9 اسفند 1404 20:51
سلام دیگه واقعا این یک سال اندازه یک قرن برامون قراره ماجرا و اتفاق به همراه داشته باشه! این هم اتفاق افتاد فکر نمیکنم توی تاریخ اینطوریش ثبت شده باشه! هرچند ... نمیشه گفت توی تاریخ همچین چیزی نبوده ... چون این روزها دارم کتاب دو قرن سکوت را میخونم و میبینم که این جغرافیا... همیشه داشته با یه عالمه اتفاق عجیب و غریب...
-
نوشتن را دوست دارم ....
سهشنبه 5 اسفند 1404 20:06
سلام شب اسفندماهیتون بخیر آخرین م اه سال داره تند تند میگذره و من اصلا مثل هیچ سال دیگه ای نیستم ! این حس ... این حال عجیب... این احساسات جدیدی که تجربه میکنیم ... همشون برام تازگی دارن! اینکه یه سالی برسیم به اسفند و هیچ شوری نباشه برسیم به اسفند و هیچ هیجانی نباشه .. امروز صبح همراه صبحانه با مادرجان ، یه قسمت از...
-
آدم ها هیچکدام ، شبیه تو نیستند!
دوشنبه 4 اسفند 1404 19:50
سلام شب اسفندماهی تون پر از امید! امید... همون چیزی که وسط تمام سیاهی ها و تاریکی ها ما را به این دنیا وصل نگه میداره... صبح یه کمی زودتر بیدار شدم که برم سرکار میخواستم برای جشن اسم ، ماهی ، یه چیزایی آماده کنم ! داشتم صبحانه میخوردم که دیدم خاله جان توی گروه نوشتند که چه کمر دید عجیب و غریبی گرفتند و شب تا صبح...
-
ما ز هر صاحب دلی یک رشته فن آموختیم
یکشنبه 3 اسفند 1404 22:16
سلام شبتون آرام این آرامش ، عجب کلمه ی عجیبی هست! هزارتا وجه داره ... دشواره ... پیچیده ست ... و در عین حال میتونه همونقدر هم آسون و ساده باشه ! امروز بعد از صبحانه با مادرجان یه سر کوچولو به باغچه زدیم در حد نیم ساعت بعد هم مامان را گذاشتم خونه و رفتم سرکار! بعد از مدتها... باهام کار داشتند.. برای همین رفتم و یه سری...
-
عشق یعنی در میان صدهزاران مثنوی ، بوی یک تک بیت ناگه مست و مدهوشت کند
شنبه 2 اسفند 1404 19:45
سلام شبتون پر از ستاره ستاره های قشنگ و چشمک زن ... حتی اگه این آرزو خیلی دور به نظر برسه هیچی در این جهان غیرممکن نیست ! دیدم حرف زدن و نوشتن ... مثل خوندن و فکر کردن ... حال آدم را بهتر میکنه ! برای همین اومدم دوباره بنویسم شاید با فاصله کوتاه نوشتن ، یادم بندازه روزانه نوشتن چقدر حال خوبی بهم میداد! لابلای هر روز...
-
بنویسم باز هم به خاطر شما!
پنجشنبه 30 بهمن 1404 13:19
سلام روز آفتابی و گرمی هست پرده های سالن را تا آخرین حد ممکن جمع کردم آفتاب دلچسب زمستونی تابیده وسط فرش ها گل های سرحال و شاداب گوشه های سالن انگار با تابش نور لبخند میزنند و سرحال تر میشن چقدر گیاه بودن خوبه! بی خبری ... یه عالمه جوانه های تازه روی شاخ و برگ گلدانهای داخل سالن پیدا شدند... از کی دیگه جوانه ها و...
-
مینویسم ... صرفا به خاطر شما...!
شنبه 11 بهمن 1404 19:19
سلام شبتون بخیر مدتهاست ننوشتم اصلا وبلاگم را باز نکرده بودم مدتی هم که اصلا باز نمیشد ... یعنی نتی در کار نبود که بخواد باز بشه اونقدر ننوشتم که کلمات از دستم لیز میخورن و نمیدونم جای کدوم کلمه کجاست عین همتون حال دلم خرابه... یه دستی گلوم را گرفته و فشار میده و نمیزاره کلماتم نوشته بشن ... هرچند بارها به نوشتن فکر...
-
آینه
چهارشنبه 10 دی 1404 22:35
سلام شب زمستونیتون بخیر تا حالا هیچ زمستونی موندگار نبوده هیچ تاریکی هم!ً دنیا میگذره... و امید... این کلمه جادویی که تا زنده ایم بهمون انگیزه زندگی میده ! امیدوار باشیم خودم هم میدونم امید واهی ماها را خوشحال نمیکنه ... بهمون انگیزه نمیده ... .ولی زندگی ادامه داره پس نور امید را توی دلهامون زنده نگه داریم ! امروزمون...
-
بی وقت نوشت!
دوشنبه 8 دی 1404 19:37
سلام شب زمستونیتون به خیر روزگارتون آرام مدتی هست که تمام تلاشم را میکنم از خبرها و اطلاعاتی که خیلی به دردِ روزگارم نمیخوره دور بمونم سعی میکنم قیمت دلار و سکه و یور و ... را رصد نکنم کلا از اضطرابهایی که براشون کاری از دستم برنمیاد و نقشی در تغییرشون ندارم دور میمانم سرم را گرم کردم به بافتن عروسکها... بیشترین مقدار...
-
زمستان مبارک
دوشنبه 1 دی 1404 20:59
سلام رسیدیم به زمستون حسابی سرد! یه زمستون واقعی! یه جاهایی هنوز برفها آب نشدن... به خصوص اونجاهایی که دست آفتاب بهشون نمیرسه دیروز یه سری رفتم دفتر کارم ... برفهای روی سقف و دیوارها و درخت جلوی دفتر حسابی چشمگیر بودند! منم زیاد نماندم یه کاری انجام دادم از سوپر روبرویی ترشیهای بندری که سفارش داده بودم را گرفتم و...
-
برف پاییزی!
جمعه 28 آذر 1404 22:49
سلام شبتون زیبا پاییز عجیبمون هنوز تمام نشده! اونهمه نگران نیومدن بارون و سرد نشدن هوا بودیم یهو همه چی تغییر کرد! یادمون بمونه! اگه خدا بخواد میشه !!! از دیشب یهو برف شروع شد و اونقدری بارید که همه جا سفید پوش شد نمیدونم چند سال میشه که داخل اصفهان همچین برفی ندیده بودیم! اطراف مسلما برف کم و زیاد میباره ولی اینکه...
-
سرمای زمستونی
سهشنبه 25 آذر 1404 12:33
سلام ظهرقشنگ تون پر از حال خوب هنوز میتونم بگم ظهر پاییزیتون زیبا!!!! چون هنوز چند روزی از دلبریهای رنگی رنگی حضرت پاییز باقی مانده ! سرما و سوز هوا یه کمی به سمت زمستان رفته... ولی هنوزم توی پاییز هزار رنگ هستیم دیروز ماندم خانه و دور کاری کردم تایپ عربی و ریاضی و زبان داشتم نزدیک ساعت 11 با مادرجان رفتیم سمت باغچه...
-
روز معمولی
یکشنبه 23 آذر 1404 12:05
سلام روزتون زیبا آفتاب قشنگ پاییزی پهن شده وسط کوچه ... ولی حتی یه ذره ش هم به دفتر من نمی تابه و برای همین اینجا خیلی خیلی سرد هست صبح که اومدم حال نداشتم بخاری را روشن کنم و برای همین الان دستام یخ زده ... عصبانیت های دیروزم تمام شد ... مثل خیلی از احساسات دیگه، گذشت اینم مثل خیلی از تغییرات دیگه زندگی ... شاید اولش...
-
یک دختر عصبانی!
شنبه 22 آذر 1404 13:01
سلام روزهای آخر پاییز هست و انتظار داریم بیشتر از این زمستونی باشه هوا... ولی نیست! هوا خوبه چند روز کوچولو کوچولو بارون اومده و آفتاب الان باعث یه حس قشنگ میشه ! صبح باید میومدم سرکار بعد ازصبحانه لپ تاپ را برداشتم و راه افتادم اول رفتم سمت پمپ بنزین که بازم به طور عجیبی خلوت بود... کارت بنزینم را زدم داخل جایگاه و...
-
سفر یهویی!
جمعه 21 آذر 1404 19:03
سلام شب پاییزی و بارونی تون پر از حال خوب امیدوارم که بارون لحظه هاتون را زیبا کرده باشه یکشنبه بعد ازظهر با مادرجان نشسته بودیم که یهو گفتند دلم زیارت میخواد گفتم : میخواین بریم مشهد؟ گفتند: نه ... تازه مشهد بودیم ... یه کمی صحبت کردیم و یهویی گفتم میخواین بریم قم؟! مادرجان هم سریع قبول کردند و با خاله تماس گرفتند و...
-
بعد از پست گولو...
شنبه 15 آذر 1404 20:15
سلام شب پاییزیتون آروم باید یه سری کار انجام میدادم سرفیس جان را برداشتم و یه جایی دورتر از تلویزیون نشستم نمیدونم چرا از عصر انگار یهو گوشم حساس شد و یه حس سنگینی (شبیه گرفتگی- ولی نگرفته) توی گوشم حس میکنم برای همین از منبع صدا یه کمی دورتر نشستم و یه آدامس هم طبق تجویز مادرجان گذاشتم توی دهنم و نشستم سرکار! گفتم...
-
نم باران در یازدهمین روز آذرماه!
سهشنبه 11 آذر 1404 20:09
سلام شبتون زیبا برای هممون روزهای زیباتر، آرامتر، پربرکت تر و همراه با سلامتی آرزو میکنم هوای آلوده ی پاییزی خبر تازه ای برای ماها نیست... اما امسال دیگه آلودگی و نباریدن باران و هزارتا دلیل دیگه باعث شده که همه چیز خاکستری تر به نظر برسه! امیدوارم خیلی زود شاهد روزهای آبی و سرسبزی و آبادانی باشیم! ساعت حدود 6 بود که...
-
تا اکسل نصب میشه!
دوشنبه 10 آذر 1404 22:46
سلام شب پاییزیتون بخیر همچنان با سرفیس جان مشغولم! کارهام را تمام کرده بودم که یکی از مشتریهام یه سری نمودار ازم خواست! مگه میشه که من روی سرفیس جان اکسل نداشته باشم؟ برای همین زدم یه برنامه اکسل دانلود بشه و گفتم توی این فاصله که اینترنت !!! پرسرعت!!! خیلی به درد بخورم داره زحمت دانلود کردن را میکشه! منم یه پست...
-
معجزه ...
شنبه 8 آذر 1404 22:29
سلام شب آذرماهیتون بخیر یواش یواش شروع کنید جوجه ها را شمردن ... که داریم به آخر پاییز نزدیک میشیم ! یعنی در واقع داریم تند تند میریم به سمت آخرین فصل امسال! زندگی با روتینهای تکراریش گاهی چنان امنیت و آرامشی برامون به ارمغان میاره که در رخوت پاییزی غرق میشیم و ازش لذت میبریم! گاهی هم این روتین ها چنان حوصله سر بر و...