-
اولین جمعه ی کاری...
جمعه 20 شهریور 1405 11:24
سلام روزتون زیبا جمعه ها سرکار اومدن یه حس و حال دیگه ای داره... انگار این خلوتی و سکوت به دل آدم میشینه انگار دقیقه ها و ثانیه ها یه کمی کشدارتر و دلچسب تر هستند تازه فکر کنید که آخرای تابستونم باشه و یه نسیم هرچند خیلی ملایم هم بوزه... حتی صدای برگهای درخت رو میشه شنید که توی باد تکون میخورن!!!!! من این حس آرامش را...
-
روز شکلاتی
چهارشنبه 18 شهریور 1405 11:34
سلام روزتون پر از خیر و برکت حال دلتون آفتابی از روزهای آخر آفتاب پررنگ لذت ببرید... کولر و اسپلیت و پنکه و هرکدام که برای خنک شدن استفاده میکنید، روشن کنید... بطری و لیوان و ماگتون را پر از آب و شربت و نوشیدنی های خنک کنید... و از روزهای مانده تابستون لذت ببرید... و اما توصیه ی تیلویی یعنی این شکلات لهستانی که یه شات...
-
کوتاه آمده ...
سهشنبه 17 شهریور 1405 19:12
سلام روزگارتون پر از امید و انگیزه باید از روزهای قبل تر شروع کنم به نوشتن رفتم سراغ دفتر دست نویسم که یه چیزایی یادداشت کنم دیدم یه ده روزی را ننوشتم و هرچی به ذهنم فشار آوردم جز چند مورد ، چیزی برای نوشتن یادم نیومد...و این یعنی باید هر چیزی را به موقع خودش بنویسم پنجشنبه صبح با مامان جان رفتیم باغچه صبح زود هم...
-
فصل، فصلِ انگور است... شهر، شهرِ شهریور...
چهارشنبه 11 شهریور 1405 11:33
سلام روزهاتون زیبا و آرام آرامشی که این روزها در این گوشه از زمین ، شده یه آرزو... شده یه خیال آرامشی که هممون داریم دنبالش میگردیم شاید راه را بلد نیستیم شاید اشتباه میگردیم... شهریور باید پر از حس و حال و برنامه و شور باشه... شهریور نباید اینطوری بگذره شهریور باید پر از هیجان های آخر تابستون باشه آب بازیهای هول...
-
بختک سنگین ننوشتن روی دستام...
شنبه 7 شهریور 1405 11:59
سلام روزتون بخیر اول هفته تون پر از حال خوب اصلا نمیام بنویسم چون نمیخوام دلیل ننوشتنم را بنویسم!!! جمله ی نامفهومی شد... بگذریم دیگه خسته شدم از بس باید بیام توضیح بدم ... رفتم اون کار را بکنم برق نبود... اومدم این کار را بکنم نت نبود.... این جوری شد برق نبود ... اونجوری شد نت نبود! اصلا دیگه ازش نوشتن هم حالم را...
-
شهریور را باید مست گذراند... شهریور ماه رسیدنِ انگور است...
دوشنبه 2 شهریور 1405 13:31
سلام روزتون زیبا چرا دوباره بلاگ اسکای اینهمه سوت و کور شده؟ چرا صدای جیرجیرک به گوش میرسه...؟ کجایین؟ نمینویسین... نمیخونین... پس از کجا انرژی بگیریم و روزهای ته مونده تابستون را بگذرونیم... ؟ گرما سرجای خودش... گاهی اونقدر بی طاقت میشم از این بی برقی و بعدش دو ساعت بدون تلفن و نت بودن!!!! حالا شانس من... هم این حالت...
-
تهیه نان دال عدس
شنبه 31 مرداد 1405 11:07
چون چند نفر از دوستان این دستور را پرسیده بودید و با توجه به اینکه من دو ماهی هست که کلا نان گندم را ترک کردم این نان را دائم درست میکنم و خیلی راضی هستم سیر کنندگی خوبی هم داره این نان را بپزید که خیلی خیلی عالیه من توی فریزر نگه میدارم و ماندگاری داره یک پیمانه دال عدس را بخیسانید یک پیمانه جوی دو سر پرک ( یا جوی...
-
آخرین روز مردادماه ...
شنبه 31 مرداد 1405 10:42
سلام مرداد هم همچنان گرم گذشت و امروز رسیدیم به آخرین روز از مرداد... پنجشنبه صبح با مامان رفتیم کلینیک خانواده مختصص قلب تست های لازم انجام شد ... الحمدلله خودم هم چک آپ شدم یه آزمایش کلی هم به صلاحدید پزشک متخصص برام نوشتند وقتی کارمون تموم شد با مامان جان رفتیم باغچه انگور و سبزی و فلفل چیدیم و سرظهر با اینکه هوا...
-
آدرس ت ل گ ر ا م
سهشنبه 27 مرداد 1405 22:11
سلام دوستای خوبم شبتون زیبا میام و پست مینویسم... الان اومدم آدرس را ویرایش کنم... حالا ببینید راحت میتونید وارد بشید... https://t.me/tilotilo1405 منتظر تک تک شماها هستم...
-
به نشد احوال زارم... قول و گفتارت چه شد؟
یکشنبه 25 مرداد 1405 13:19
سلام روزتون قشنگ روز گرم تابستونی هم میتونه قشنگ باشه غرغرهاتون را بزارید پشت در بعد وارد وبلاگستان بشید... دیروز داداشم هم داشت میگفت چرا قبل از مهاجرت دقت نکردم برم یه جایی که دمای معتدل داشته باشه میگفت دیگه اینکه انتخابی بود.. چرا تو انتخابم دقت نکردم؟ و من فقط بهش خندیدم... خب تابستونه دیگه ... گرمه دارم تلاش...
-
این قافله عمر عجب میگذرد...
شنبه 24 مرداد 1405 11:41
سلام روزتون زیبا مردادتون قشنگ زندگی هاتون پر از آب و رنگ اونقدر دلخوشی داشته باشید که ناخوشی های اطراف را نبینید... چند روز گذشت... اصلا اونقدر گذشت که دیگه خجالت زده اومدم پست بنویسم لطفا چنل تلگرام را داشته باشید .. میخوام کنار هم و دوست بمونیم... t.me/tilotilo1405 از هفته دوم مرداد با مغزبادم ، روی دور تند...
-
شرمی از پیری ندارد قلب بی پروای من...
دوشنبه 5 مرداد 1405 10:28
سلام روزتون زیبا تابستون گرمتون پر از خاطره امروز اون تاریخ رند هست که اگه همه در موردش حرف نمیزدند من حتی متوجهش هم نمیشدم ! از دیروز ظهر هر طرف را نگاه کردم یکی داشت در مورد تاریخ رند امروز حرف میزد اینقدر مهم هست؟ خب حتما اهمیت داره من متوجهش نیستم ولی هیچ برنامه خاصی برای این تاریخ خاص ندارم ! دیروز روز پرکاری...
-
شنبه ای خسته از مهمانی!
شنبه 3 مرداد 1405 10:56
سلام رسیدیم به مرداد ماه حالا قدم قدم میریم تا برسیم به چله تابستون ! خورشید خانم هنوز پررنگ داره لبخند میزنه و ما هر شرشر عرق میریزیم اخرین پستی که نوشتم سه شنبه بوده! چهارشنبه با مغزبادوم و دوستش قرار بیرون رفتن چیدیم! البته که من برنامه را گذاشتم به عهده اون دوتا نوجوان ! اما در نهایت دیدم هنوز برنامه ریزی بلد...
-
اخرین روز تیرماه ...
سهشنبه 30 تیر 1405 10:24
سلام روزتون زیبا انگار عین همون قضیه که همش میگن فروردین تمام نمیشه ... این تیرماه گرم هم امسال کش اومده حالا یا این انتظار و بی قرار باعثش هست... یا این گرمای طاقت فرسا... یا .. یا ... بهر حال رسیدیم به روز آخر تیرماه صبح بعد از خوردن صبحانه تنهایی رفتم باغچه... فقط میخواستم یه سر کوچولو بزنم و یه کمی آب به کدوها بدم...
-
از چرخ به هر گونه همی دار امید...
دوشنبه 29 تیر 1405 10:02
سلام روزتون زیبا تا برق و اینترنت و همه ی وسایل سمعی بصریم قطع نشده یه پست بنویسم این روزها صبح ، سعی میکنم زودتر بیام دفتر کارم... در حال میناکاری هستم یه دوره ای که خیلی خیلی مشغول میناکاری بودم ... خیلی زیاد هم ظروف سفالی خریدم برای همین یه عالمه سفال کار نشده دارم ... که تصمیم گرفتم انجامشون بدم و یه فکری به...
-
آخرین روزهای تیرماه...
شنبه 27 تیر 1405 09:25
سلام روزتون بخیر انشاله خداوند روزهای همه را به خیر بگذرونه و شادی را به این جغرافیای نجیب و صبور برگردونه! در ادامه روز چهارشنبه باید تعریف کنم که: خاله جان از پیش دکتر برگشتند دفتر کار من... مادرجان هم شنبلیه خریده بودند و برگشتند دفتر با خاله جان نشستند به پاک کردن شنبلیله ها... یه کاری باید تحویل میداد ... تحویل...
-
بی مزه ...
چهارشنبه 24 تیر 1405 10:28
سلام روزتون زیبا جناب دکتر ربولی توی کامنت نوشتن اینکه هر روز در مورد کانال تلگرامی میگی ، این حس را میده که میخوای اینجا را ترک کنی! من نمیخوام اینجا را ترک کنم ولی مسخره بازیهای بلاگ اسکای تمامی ندارد! من امروز صبح صفحه را باز کردم ... تعدادی کامنت داشتم که جواب دادم و تایید کردم بعد صفحه های به روز شده را خوندم...
-
تیرماه
دوشنبه 22 تیر 1405 10:41
سلام تیرماهتون زیبا تولد تیرماهی های عزیزمون همه با هم مبارک روزهای تابستونیتون پر از حس و حال خوب امروز تولد یکی از دوستام هست ... اخه من کلی دوست خیلی عزیز دارم که همشون متولد تیرماه هستند... پس از همین جا به همشون میگم تیرماهی های عزیز.. خیلی برام عزیز هستید ... تولدتون مبارک دیروز را که با خاله و مامان بیرون بودیم...
-
سایه ها می دانند که چه تابستانی است...
شنبه 20 تیر 1405 12:10
سلام روزتون زیبا تابستونتون پر برکت والا بخوام غر بزنم جای همه تون میتونم بگم توی این تورم ... برکت از همه چی رفته!!!! ولی بازم میشه حرفای خوب زد ... انرژی مثبت داد ... هنوزم میشه امیدوار بود تا خدا هست ، امید هم هست! صبح گرم تابستونی را با صبحانه کنار مامان جان شروع کردم با رخوت ... دودوتا چهارتا کردم ... بیام بیرون...
-
رژ لب...
چهارشنبه 17 تیر 1405 12:06
سلام حالا که بلاگ اسکای کار میکنه بزار استفاده کنم حالا که موضوع پیدا کردم یه پست دیگه هم امروز بزارم... بشه دوتا پست چهارشنبه ای!!!! نمیدونم شماها وقتی رژ لب تون میرسه به اون آخرش، میندازین بره ... یا چی؟ البته این سوال مربوط به قبل ترها نیست ... مربوط به همین تابستان 1405 هست! خب وقتی اینقدر پول بی زبون!!! (میخوام...
-
ارتش تابستان در راه است...تیر و مرداد و شهریور
چهارشنبه 17 تیر 1405 10:31
سلام روز تابستونیتون بخیر همین که اسم تابستون را میشنویم هندونه های سرخ و شیرین یادمون میاد یکی دو قاچ از هندونه ها را که تقریبا نازک برش زدید بزارید داخل فریزر و بعدازظهر تستش کنید ببیند میتونه جای اون آلاسکاهای قدیمی را بگیره البته که درست یا غلط علت این کارها این هست که من تا جایی که میشه از شکر پرهیز میکنم ......
-
شنبه تابستونی...
شنبه 13 تیر 1405 11:49
سلام فارغ از تمام مسائل دور و بر... در یک دنیای کوچولوی آرام ... به همتون سلام میکنم... روزتون پر از زندگی اونم شورِ زندگی شور زندگی همون چیزی هست که صبح ما را وادار میکنه خوشگل لباس بپوشیم و آرایش کنیم و به ضدآفتابمون حساس باشیم یا همون حسی که بهمون میگه همیشه بطری آب خوشگل همراهمون باشه همون حسی که بهمون انگیزه میده...
-
بیا بلندترین روزهای سال را بیشتر عاشقی کنیم
چهارشنبه 10 تیر 1405 11:55
سلام روزتون زیبا تابستون گرمتون پر از حس و حال خوب ما آدمهایی معمولی نیستیم ... ما آدمهایی هستیم که برای حس و حال خوب تلاش میکنیم آدمهایی هستیم که برای به دست آوردن آرامش، هزاران تنش و سختی و گرفتاری را به جون میخریم ماها داریم به جایی از تاریخ را زندگی میکنیم که زندگی آسون نیست ولی هنوز هم زندگی ارزش زندگی کردن داره...
-
مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد...
دوشنبه 8 تیر 1405 10:17
سلام روزتون زیبا غرغر کردن و از اینکه دیگه آدم سابق نیستم ، نوشتن هیچ فایده ای نداره اصلا مگه کدوممون دیگه آدم سابق هستیم من فکر نمیکنم کسی توی این جغرافیا زندگی کنه، با هر طرز فکر و نظر و دیدگاهی، که الان همون آدم چند ماه قبل باشه... مثلا پاییز چه آدمهایی بودیم ... حالا چی شدیم به چی فکر میکنیم ... از چی مینویسیم ......
-
آخرین روزهای بهار...
دوشنبه 25 خرداد 1405 13:58
سلام روزتون زیبا دیگه به این روزهای آخر خرداد خیلی هم نمیشه گفت بهار! اما بهر حال هنوز توی روزشمار تقویم توی فصل بهار هستیم رودخانه را باز کردند ... زاینده رود پر از آب شده ... امیدوارم حال خوب همراهش باشه ... امروز صبح اولین کاری که میخواستم انجام بدم این بود که صفحه وبلاگ را باز کنم و بنویسم...ولی بازم بلاگ اسکای...
-
بلاگ اسکای برگشت؟؟؟
پنجشنبه 21 خرداد 1405 19:55
سلام خوبین؟ کاش تک تک مردم این سرزمین خوب باشن همیشه خوب باشن حال دلشون خوب باشه سالم باشن دلخوشی داشته باشن بلاگ اسکای برگشته ولی اینکه ماها برگردیم ... ؟ دیگه همون حس و حال را داریم؟ سه ماه از دوستامون دور و بیخبر شدیم ... الان که شنیدم بدوبدو اومدم خبر بدم بنویسم که خوبم که خوبیم ولی اینکه باز اینجا بنویسم یا نه...
-
سبزه عید
پنجشنبه 21 اسفند 1404 10:10
سلام باور اینکه آخرای اسفند هست و حال و هوامون اینطوریه، سخته باور اینکه حتی هوا هم شکل هوای بهار نیست... دیروز روز شلوغی داشتم شلوغ و پر از کار و رفت و آمد کارایی که اجبارا باید انجام میشدن اون وسطا وقتی مشغول یه کاری بودم، بی هوا بلند شدم و کنار شقیقه م خیلی محکم خورد به گوشه ی تیز شلف... و حالا شقیقه و پیشونیم به...
-
هنوز ادامه داره...
سهشنبه 19 اسفند 1404 19:50
سلام براتون سلامتی آرزو میکنم اعصاب هممون تحت فشار هست و این یعنی خیلی هم سلامت نیستیم... ولی همین که پست میخونیم و پست مینویسیم یعنی هنوز زنده ایم... نمیدونم چند روز از خونه بیرون نرفته بودیم دیروز رفتیم یه سر بزنیم باغچه و آبیاری کنیم سرراه نان خریدیم... من که تا حالا نانوایی را اینقدر خلوت ندیده بودم... نان هم بود...
-
صداها...
دوشنبه 18 اسفند 1404 07:03
سلام اونقدر صداها بلند و نزدیک و ترسناک شدند که نمیشه خوابید چندساعت هوشیارانه میخوابیم و تو خواب هم انگار منتظریم یه کوله مسخره که کنار اتاق بهمون دهن کجی میکنه دیروز یه عالمه چسب زدم به شیشه ها.... اما...وسط همین بلبشو... مهربونیه مهربانوی دنیای وبلاگستان ، باعث شد یادم بمونه تا زنده ایم زندگی ارزش زندگی کردن...
-
چندمین روز جنگ...
شنبه 16 اسفند 1404 15:21
سلام امیدوارم همتون سلامت باشید... شمردن روزهای جنگ حالم را بدتر میکنه پس نمیشمارم خوندن اخبارش هم حالم را بدتر میکنه و یه عالمه استرس بهم میده پس تا حد ممکن از اخبار هم دوری میکنم البته که این روزها ما اخبار را دنبال نمیکنیم، اخبار ما را دنبال میکنند و نفس به نفس همراهمون میان... اما این روزها همچنان خدایی هست که حتی...