-
بعد از مدت ها
دوشنبه 4 آبان 1405 08:14
سلام آبان ماه زیباتون بخیر و شادی یه مدتی که ننویسم ... نوشتن برام سخت میشه هی صفحه را باز میکنم ... بهش نگاه میکنم و حس میکنم این حرفا ارزش نوشتن و خونده شدن را نداره ... بعد دوباره صفحه را میبندم و میرم تا دفعه بعدی که باز وقت آزاد پیدا کنم اما امروز با خودم گفتم ... شاید حرفهای ارزشمند و به درد بخوری نمینویسم ......
-
اولین یکشنبه پاییز 1405
یکشنبه 5 مهر 1405 11:35
سلام روزتون زیبا این هوای دلچسب پاییزی گوارای وجودتون! در شادترین حالت ممکن لباس پوشیدم ! صبح وقتی توی آینه خودم را دیدم لبخند زدم و دوتا پاف از بهترین و دوست داشتنی ترین عطر سر میزآرایشم را به خودم زدم و اومدم ! حالا تا شب هی خودم برای خودم ذوق میکنم! صبح مغزبادوم را رسوندم مدرسه اومدم سرکار مشغول کار بودم که حس کردم...
-
سلام شنبه ی پاییزی
شنبه 4 مهر 1405 08:42
سلام روزتون زیبا روزهای اول پاییز ، درسته که زاویه ی نور و رنگ هوا و تاریک و روشنی ها تغییر کرده ولی هوا هنوز خیلی تغییر نکرده و این یعنی هنوز میتونیم همون شومیز و تی شرت های نخی و لینن را ، دلچسب تر از قبل بپوشیم و هر صبح ... با حال بهتر بیایم بیرون! آروم آروم گذر روزگار ، آدم ها تغییر میده یواش یواش صبوری ها شاید...
-
آخرِ آخرِ تابستون...
سهشنبه 31 شهریور 1405 10:36
سلام روزتون زیبا گرمای شهریورماهی بفهمی نفهمی قابل تحمل تر شده !!! رسیدیم به روز آخر تابستون تابستون مثل پاییز نیست که تهش جوجه بشماریم... ولی اگه یه جمع بندی بکنیم بد نیست چون نصفه سال رفت... و کمتر از نصف باقی مونده تک تک روزها و لحظه ها را قدر بدانیم این روزها بی تکرار و بی بازگشتن... هرچند شاید اینجای تاریخ که ما...
-
عصر پنجشنبه ...
پنجشنبه 26 شهریور 1405 15:58
سلام عصر پنجشنبه تون زیبا خنکای عصرگاهی این روزهای شهریوری... بعد از یه تابستون گرم ... بعد از یه مرداد تب دار... حسابی میچسبه غصه ای که ازش حرف زدم ته دلم ته نشین شده از صبح اونقدر صدای آهنگ را زیاد کردم که صدای ذهنم را نشنوم و اونقدر کارهای مختلفی انجام دادم که ذهنم فرصت نداشته باشه ولی خب... ذهنم از من زرنگتره ......
-
زندگی درد قشنگیست بجز شب هایش...
چهارشنبه 25 شهریور 1405 19:30
سلام شب تون زیبا و ستاره بارون در یک تاریخ خاص از زندگیم هستم یه تاریخی که دردناکه... تلخه... سخته... فکر کردن بهش رنجم میده در حالی که میتونست شیرین و گوارا باشه همین تجربه های دو لبه هست که بهم یاد داده همه چیز در زندگی نسبی هست همون چیزی که میتونه عالی و دلچسب و شیرین باشه... میتونه در عین راه رنج آور و سخت باشه!...
-
حرف
سهشنبه 24 شهریور 1405 20:19
سلام هنوزم باید بگم تابستونتون بخیر در حالی که اونقدر الان که اینجا نشستم هوا دلچسبه که نمیشه بهش گفت تابستون در مسیر جریان هوا بین تراس و پنکه نشستم و خنکی شبهای شهریوری یه حس خوب بهم داده امروز قبض برق گرون تومنی تابستونمون هم اومد... شاید همین هم باعث شده که حس کنیم هوا خوبه و اسپلیت را روشن نکنیم البته شوخی میکنم...
-
یک تشکر ... خیلی خیلی دیر هنگام
دوشنبه 23 شهریور 1405 19:33
سلام یک وقتی ... که اصلا زمان دقیقش را یادم نیست وقتی بلاگ اسکای از دسترس خارج شد یکی از دوستای وبلاگی برام نوشت اگه بخواین من براتون از وبلاگتون بک آپ تهیه میکنم با اینکه خواهش پر زحمتی بود... قبول کردند آقای عرفان ... من توی دنیای مجازی فقط در همین حد از ایشون اطلاع دارم اسمشون عرفان هست! و همچین لطف بزرگی بدون منت...
-
ماست و قیمه
دوشنبه 23 شهریور 1405 16:09
سلام روزتون بخیر باید یه پست پر از تعریف روزانه بنوبسم هم سوژه دارم هم حرف اما الان اومدم یه بار دیگه آدرس چنل تلگرام را بزارم اینجا https://t.me/tilotilo1405 دوست دارم همتون اون طرف هم باشید هم همدیگه را گم نگنیم هم تصاویر باعث بشه منو راحت تر تصور کنید... اونور هم آدرس اینجا را گذاشتم و گفتم: ماستا را ریختم تو قیمه...
-
اولین جمعه ی کاری...
جمعه 20 شهریور 1405 11:24
سلام روزتون زیبا جمعه ها سرکار اومدن یه حس و حال دیگه ای داره... انگار این خلوتی و سکوت به دل آدم میشینه انگار دقیقه ها و ثانیه ها یه کمی کشدارتر و دلچسب تر هستند تازه فکر کنید که آخرای تابستونم باشه و یه نسیم هرچند خیلی ملایم هم بوزه... حتی صدای برگهای درخت رو میشه شنید که توی باد تکون میخورن!!!!! من این حس آرامش را...
-
روز شکلاتی
چهارشنبه 18 شهریور 1405 11:34
سلام روزتون پر از خیر و برکت حال دلتون آفتابی از روزهای آخر آفتاب پررنگ لذت ببرید... کولر و اسپلیت و پنکه و هرکدام که برای خنک شدن استفاده میکنید، روشن کنید... بطری و لیوان و ماگتون را پر از آب و شربت و نوشیدنی های خنک کنید... و از روزهای مانده تابستون لذت ببرید... و اما توصیه ی تیلویی یعنی این شکلات لهستانی که یه شات...
-
کوتاه آمده ...
سهشنبه 17 شهریور 1405 19:12
سلام روزگارتون پر از امید و انگیزه باید از روزهای قبل تر شروع کنم به نوشتن رفتم سراغ دفتر دست نویسم که یه چیزایی یادداشت کنم دیدم یه ده روزی را ننوشتم و هرچی به ذهنم فشار آوردم جز چند مورد ، چیزی برای نوشتن یادم نیومد...و این یعنی باید هر چیزی را به موقع خودش بنویسم پنجشنبه صبح با مامان جان رفتیم باغچه صبح زود هم...
-
فصل، فصلِ انگور است... شهر، شهرِ شهریور...
چهارشنبه 11 شهریور 1405 11:33
سلام روزهاتون زیبا و آرام آرامشی که این روزها در این گوشه از زمین ، شده یه آرزو... شده یه خیال آرامشی که هممون داریم دنبالش میگردیم شاید راه را بلد نیستیم شاید اشتباه میگردیم... شهریور باید پر از حس و حال و برنامه و شور باشه... شهریور نباید اینطوری بگذره شهریور باید پر از هیجان های آخر تابستون باشه آب بازیهای هول...
-
بختک سنگین ننوشتن روی دستام...
شنبه 7 شهریور 1405 11:59
سلام روزتون بخیر اول هفته تون پر از حال خوب اصلا نمیام بنویسم چون نمیخوام دلیل ننوشتنم را بنویسم!!! جمله ی نامفهومی شد... بگذریم دیگه خسته شدم از بس باید بیام توضیح بدم ... رفتم اون کار را بکنم برق نبود... اومدم این کار را بکنم نت نبود.... این جوری شد برق نبود ... اونجوری شد نت نبود! اصلا دیگه ازش نوشتن هم حالم را...
-
شهریور را باید مست گذراند... شهریور ماه رسیدنِ انگور است...
دوشنبه 2 شهریور 1405 13:31
سلام روزتون زیبا چرا دوباره بلاگ اسکای اینهمه سوت و کور شده؟ چرا صدای جیرجیرک به گوش میرسه...؟ کجایین؟ نمینویسین... نمیخونین... پس از کجا انرژی بگیریم و روزهای ته مونده تابستون را بگذرونیم... ؟ گرما سرجای خودش... گاهی اونقدر بی طاقت میشم از این بی برقی و بعدش دو ساعت بدون تلفن و نت بودن!!!! حالا شانس من... هم این حالت...
-
تهیه نان دال عدس
شنبه 31 مرداد 1405 11:07
چون چند نفر از دوستان این دستور را پرسیده بودید و با توجه به اینکه من دو ماهی هست که کلا نان گندم را ترک کردم این نان را دائم درست میکنم و خیلی راضی هستم سیر کنندگی خوبی هم داره این نان را بپزید که خیلی خیلی عالیه من توی فریزر نگه میدارم و ماندگاری داره یک پیمانه دال عدس را بخیسانید یک پیمانه جوی دو سر پرک ( یا جوی...
-
آخرین روز مردادماه ...
شنبه 31 مرداد 1405 10:42
سلام مرداد هم همچنان گرم گذشت و امروز رسیدیم به آخرین روز از مرداد... پنجشنبه صبح با مامان رفتیم کلینیک خانواده مختصص قلب تست های لازم انجام شد ... الحمدلله خودم هم چک آپ شدم یه آزمایش کلی هم به صلاحدید پزشک متخصص برام نوشتند وقتی کارمون تموم شد با مامان جان رفتیم باغچه انگور و سبزی و فلفل چیدیم و سرظهر با اینکه هوا...
-
آدرس ت ل گ ر ا م
سهشنبه 27 مرداد 1405 22:11
سلام دوستای خوبم شبتون زیبا میام و پست مینویسم... الان اومدم آدرس را ویرایش کنم... حالا ببینید راحت میتونید وارد بشید... https://t.me/tilotilo1405 منتظر تک تک شماها هستم...
-
به نشد احوال زارم... قول و گفتارت چه شد؟
یکشنبه 25 مرداد 1405 13:19
سلام روزتون قشنگ روز گرم تابستونی هم میتونه قشنگ باشه غرغرهاتون را بزارید پشت در بعد وارد وبلاگستان بشید... دیروز داداشم هم داشت میگفت چرا قبل از مهاجرت دقت نکردم برم یه جایی که دمای معتدل داشته باشه میگفت دیگه اینکه انتخابی بود.. چرا تو انتخابم دقت نکردم؟ و من فقط بهش خندیدم... خب تابستونه دیگه ... گرمه دارم تلاش...
-
این قافله عمر عجب میگذرد...
شنبه 24 مرداد 1405 11:41
سلام روزتون زیبا مردادتون قشنگ زندگی هاتون پر از آب و رنگ اونقدر دلخوشی داشته باشید که ناخوشی های اطراف را نبینید... چند روز گذشت... اصلا اونقدر گذشت که دیگه خجالت زده اومدم پست بنویسم لطفا چنل تلگرام را داشته باشید .. میخوام کنار هم و دوست بمونیم... t.me/tilotilo1405 از هفته دوم مرداد با مغزبادم ، روی دور تند...
-
شرمی از پیری ندارد قلب بی پروای من...
دوشنبه 5 مرداد 1405 10:28
سلام روزتون زیبا تابستون گرمتون پر از خاطره امروز اون تاریخ رند هست که اگه همه در موردش حرف نمیزدند من حتی متوجهش هم نمیشدم ! از دیروز ظهر هر طرف را نگاه کردم یکی داشت در مورد تاریخ رند امروز حرف میزد اینقدر مهم هست؟ خب حتما اهمیت داره من متوجهش نیستم ولی هیچ برنامه خاصی برای این تاریخ خاص ندارم ! دیروز روز پرکاری...
-
شنبه ای خسته از مهمانی!
شنبه 3 مرداد 1405 10:56
سلام رسیدیم به مرداد ماه حالا قدم قدم میریم تا برسیم به چله تابستون ! خورشید خانم هنوز پررنگ داره لبخند میزنه و ما هر شرشر عرق میریزیم اخرین پستی که نوشتم سه شنبه بوده! چهارشنبه با مغزبادوم و دوستش قرار بیرون رفتن چیدیم! البته که من برنامه را گذاشتم به عهده اون دوتا نوجوان ! اما در نهایت دیدم هنوز برنامه ریزی بلد...
-
اخرین روز تیرماه ...
سهشنبه 30 تیر 1405 10:24
سلام روزتون زیبا انگار عین همون قضیه که همش میگن فروردین تمام نمیشه ... این تیرماه گرم هم امسال کش اومده حالا یا این انتظار و بی قرار باعثش هست... یا این گرمای طاقت فرسا... یا .. یا ... بهر حال رسیدیم به روز آخر تیرماه صبح بعد از خوردن صبحانه تنهایی رفتم باغچه... فقط میخواستم یه سر کوچولو بزنم و یه کمی آب به کدوها بدم...
-
از چرخ به هر گونه همی دار امید...
دوشنبه 29 تیر 1405 10:02
سلام روزتون زیبا تا برق و اینترنت و همه ی وسایل سمعی بصریم قطع نشده یه پست بنویسم این روزها صبح ، سعی میکنم زودتر بیام دفتر کارم... در حال میناکاری هستم یه دوره ای که خیلی خیلی مشغول میناکاری بودم ... خیلی زیاد هم ظروف سفالی خریدم برای همین یه عالمه سفال کار نشده دارم ... که تصمیم گرفتم انجامشون بدم و یه فکری به...
-
آخرین روزهای تیرماه...
شنبه 27 تیر 1405 09:25
سلام روزتون بخیر انشاله خداوند روزهای همه را به خیر بگذرونه و شادی را به این جغرافیای نجیب و صبور برگردونه! در ادامه روز چهارشنبه باید تعریف کنم که: خاله جان از پیش دکتر برگشتند دفتر کار من... مادرجان هم شنبلیه خریده بودند و برگشتند دفتر با خاله جان نشستند به پاک کردن شنبلیله ها... یه کاری باید تحویل میداد ... تحویل...
-
بی مزه ...
چهارشنبه 24 تیر 1405 10:28
سلام روزتون زیبا جناب دکتر ربولی توی کامنت نوشتن اینکه هر روز در مورد کانال تلگرامی میگی ، این حس را میده که میخوای اینجا را ترک کنی! من نمیخوام اینجا را ترک کنم ولی مسخره بازیهای بلاگ اسکای تمامی ندارد! من امروز صبح صفحه را باز کردم ... تعدادی کامنت داشتم که جواب دادم و تایید کردم بعد صفحه های به روز شده را خوندم...
-
تیرماه
دوشنبه 22 تیر 1405 10:41
سلام تیرماهتون زیبا تولد تیرماهی های عزیزمون همه با هم مبارک روزهای تابستونیتون پر از حس و حال خوب امروز تولد یکی از دوستام هست ... اخه من کلی دوست خیلی عزیز دارم که همشون متولد تیرماه هستند... پس از همین جا به همشون میگم تیرماهی های عزیز.. خیلی برام عزیز هستید ... تولدتون مبارک دیروز را که با خاله و مامان بیرون بودیم...
-
سایه ها می دانند که چه تابستانی است...
شنبه 20 تیر 1405 12:10
سلام روزتون زیبا تابستونتون پر برکت والا بخوام غر بزنم جای همه تون میتونم بگم توی این تورم ... برکت از همه چی رفته!!!! ولی بازم میشه حرفای خوب زد ... انرژی مثبت داد ... هنوزم میشه امیدوار بود تا خدا هست ، امید هم هست! صبح گرم تابستونی را با صبحانه کنار مامان جان شروع کردم با رخوت ... دودوتا چهارتا کردم ... بیام بیرون...
-
رژ لب...
چهارشنبه 17 تیر 1405 12:06
سلام حالا که بلاگ اسکای کار میکنه بزار استفاده کنم حالا که موضوع پیدا کردم یه پست دیگه هم امروز بزارم... بشه دوتا پست چهارشنبه ای!!!! نمیدونم شماها وقتی رژ لب تون میرسه به اون آخرش، میندازین بره ... یا چی؟ البته این سوال مربوط به قبل ترها نیست ... مربوط به همین تابستان 1405 هست! خب وقتی اینقدر پول بی زبون!!! (میخوام...
-
ارتش تابستان در راه است...تیر و مرداد و شهریور
چهارشنبه 17 تیر 1405 10:31
سلام روز تابستونیتون بخیر همین که اسم تابستون را میشنویم هندونه های سرخ و شیرین یادمون میاد یکی دو قاچ از هندونه ها را که تقریبا نازک برش زدید بزارید داخل فریزر و بعدازظهر تستش کنید ببیند میتونه جای اون آلاسکاهای قدیمی را بگیره البته که درست یا غلط علت این کارها این هست که من تا جایی که میشه از شکر پرهیز میکنم ......